شير بي دُمّ و سر و اِشكَم
شيــر بي دُم وسر واِشكم كه ديد؟
اين چنين شيري
خدا خود نافريد!
مولانا
1.
ميگويند روزي چوپاني مشغول چرانيدن گوسفندان بود.
جواني آشنا كه دانشجوي زيستشناسي بود، از آن جا
ميگذشت و خواست كمي با چوپان گفت و گو كند. پيش آمد و
سر سخن را باز كرد. چوپان گفت سؤالي از تو ميپرسم كه
اگر به درست پاسخ گويي گوسفندي به تو ميبخشم. پرسيد.
دانشجو پاسخ را به درستي داد. چوپان گفت تو برنده شدي،
حالا هر گوسفندي را كه ميخواهي بردار و برو به سلامت.
جوان چنين كرد و به چوپان خداحافظ گفت. چوپان پاسخ
داد: خدا به همراهت، اما اي دانشجوي زيستشناسي، آن كه
برداشتي گوسفند نيست، بلكه سگ گلّه است!
وقتي كه آن
استاد محترم اين لطيفه را حكايت كرد، همه خنديدند و
نگارندهي اين سطور گر چه ندانست چند تن از حاضران به
نكتهاي كه استاد درون اين لطيفهي طنزآلود پنهان كرده
بود، پي بردند و در نهان اندوهگين شدند؛ اما به ياد
آورد آن روز را در حدود پنج يا شش سال پيش كه فصل نخست
كتاب زيستشناسي و آزمايشگاه -1، كه در آن سال
«ردهبندي و نامگذاري جانداران» عنوان داشت از صحنهي
درس و مدرسه رخت بر بست و رفت؛ فصلي كه با هدف مطرح
كردن اهميت نظام دادن به خرمن موجودات زندهاي كه آدمي
شناسايي و نامگذاري كرده است طراحي و برنامهريزي شده
بود و نگارندهي اين سطور براي تدوين آن روزهايي از
عمر را صرف كرده بود. نگارنده همچنين به ياد آورد كه
از آن پس ردهبندي جانداران تا چند سالي به عنوان
منبعي براي مطالعهي بيشتر در آن كتاب پايداري كرد و
باقي ماند، اما سرانجام به كلّي از كتابهاي درسي
بيرون شد و با خروج خود گروهي را از كاهش محتواي كتاب
شادمان كرد، اما گروهي ديگر را به اعتراض واداشت كه با
اين شير بي دمّ و سر و اِشكَم محتوا چه كنند!
2. در بعد از ظهر روز سه شنبه 15
تيرماه 1378 نگارندهي اين سطور فارغ از نشستهاي
شبانه روزي داوري دهمين المپياد جهاني زيستشناسي، در
شهر اوپسالاي سوئد، هنگامي كه از تماشاي هنر معماران
قديم شهر در شگفتي بود، ناگهان و نامنتظر خود را در
مركز گروهي از زيستشناسان جهان يافت كه از كشورهاي
دور و نزديك به اوپسالا آمده بودند. هنگامي كه راهنماي
جهانگردان با اشارهي دست به نگارنده فهماند كه بر
نقطهي مهمي ايستاده است، او سر به زير افكند و فوراً
دانست كه نادانسته بر گور 221 سالهي «كارل فون لينه»،
مردي كه دانشآموزان سراسر جهان هنوز نام او را با
احترام تكرار ميكنند، پاي نهاده است. او در آن هنگام
نميدانست كه دو سال پس از آن، در بعداز ظهر سهشنبه
19 تيرماه 1380 در هنگام برگزاري دوازدهمين المپياد
زيست شناسي در شهر بروكسل بلژيك، خاطرهي ايستادن خود
را بر گور لينه براي آن جانورشناس بلژيكي ، بازگو
خواهد كرد و او دربارهي كارل لينه چنين خواهد گفت:
شايد تعجب كني كه ميخواهم نظامي را زير سؤال ببرم كه
طي دويست سال آن چنان در علم زيستشناسي ريشه
دوانيده است كه همهي زيستشناسان جهان آن را بي چون و
چرا پذيرفتهاند و به كار ميبرند. اما ميداني كار
اين مرد در زمان خودش بسيار بزرگ و انقلابي بود.
مخصوصاً نظام نامگذاري او كه همه را از شر نامهاي ده
قسمتي راحت كرد. اما اكنون پس از نزديك به دويست سال
نظام او به هيولايي براي دانشجويان زيست شناسي تبديل
شده است. انبوه نامهاي علمي گياهان و جانوران كه
بسياري از آنها از قانونهايي كه او وضع كرد پيروي
نميكنند، سبب شده است كه علم رده بندي موجودات زنده
به علمي سخت و پيچيده تبديل شود. به طوري كه نسل جوان
ما رغبتي به شناخت گونههاي زنده نشان ندهد. بدبختانه
اين بيرغبتي جهاني است و بيم آن ميرود كه نسلهاي
آينده از شناخت گياهان و جانوران پيرامون خود هم عاجز
باشند. لينه نابغه بود و كار بزرگي انجام داد، اما
نظام او ديگر كهنه شده ...
3.
سو ديل توني كليف كه از پژوهشگران آموزش زيست شناسي
است و در صفحهي 4 شمارهي 68 اين مجله ترجمهي
يكي از مقالههاي او تحت عنوان «معماي بزرگ آموزش زيست
شناسي» به چاپ رسيد، پژوهشي دارد كه آن را در موزههاي
حيات وحش انجام داده است. گروه پژوهشگران او طي اين
كار پژوهشي در نقش بازديد كنندگاني معمولي به موزههاي
علوم ميرفتند، اما به جاي توجه به اشياي موزه، بيشتر
گفت و گوهاي معلمان و دانشاموزان بازديدكننده را
استراق سمع ميكردند. آنان پس از انجام پژوهش نتايج
جالب آن را منتشر كردند. شما هم ميتوانيد به جايي
برويد كه معلمان و دانشاموزان از آنها بازديد
ميكنند و به گفت و گوهاي آموزشي جالب آنان به قصد
پژوهش گوش فرا بدهيد. اما تجربهي نگارندهي اين سطور
در واپسين روزهاي سال 1387 در موزهي حيات وحش دارآباد
چنين بود كه والدين بازديدكننده، فلامينگوي زندهي آن
را با نامهاي لك لك، درنا، يا حواصيل و حتي پليكان به
كودكان كنجكاو خود معرفي ميكردند.
4.
احتمال دارد شما هم با نگارندهي اين سطور هم عقيده
باشيد كه خشت اول بناي زيستشناسي دانستن رده بندي
موجودات زنده است و دانشآموزان، دانشجويان و
پژوهشگران علم بي دانش دربارهي آن در تاريكي سردر گم
خواهند ماند و بيهوده نيست كه زيستشناسان امروزي به
پيشگامان و نظام دهندگان رده بندي موجودات زنده كه
شمعي در دست به گذرگاه علم فروغ ميبخشند، چنين با
ديدهي احترام مينگرند.
5.
به منظور مطرح كردن جايگاه ردهبندي (سيستماتيك)
موجودات زنده، در اين شماره از مجله، افزون بر اين
سرمقاله، ديدگاه يكي از دبيران زيستشناسي را در اين
باره آوردهايم، مقالهاي تحت عنوان «داروين بدون رده
بندي» و نيز گفت و گويي با دكتر حسين آخاني استاد
دانشگاه تهران را درج كردهايم. بهار تعليم و تربيت
فرخنده و پاييزتان بهاري باد.
سردبير